محمد ابراهيم آيتى
445
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
بن قيس بن شمّاس » ( يا پسر عمويش ) افتاد و با وى قرار گذاشت كه مبلغى بدهد و آزاد شود . « جويريه » به منظور تقاضاى كمك در پرداخت آن مبلغ نزد رسول خدا آمد و گفت : اى رسول خدا ! منم « جويريه » دختر « حارث بن أبى ضرار » سرور « بنى - مصطلق » و اكنون به اين وضع كه بر شما پوشيده نيست گرفتار شدهام و چون در سهم « ثابت بن قيس بن شمّاس » ( يا پسر عموى او ) افتادهام و با وى قرارى گذاشتهام كه پولى بدهم و آزاد شوم ، بدان منظور نزد شما آمدهام كه مرا در پرداختن آن مبلغ كمك كنى . رسول خدا گفت : ميل دارى كارى بهتر از اين انجام دهم ؟ گفت : چه كارى ؟ گفت : پولى را كه بدهكارى مىپردازم و آنگاه با تو ازدواج مىكنم ، گفت : بسيار خوب [ 1 ] . بركت يك ازدواج چون خبر ازدواج رسول خدا با « جويريه » در ميان أصحاب انتشار يافت ، مردم به خاطر خويشاوندى « بنى المصطلق » با رسول خدا اسيران خود را آزاد كردند ، از بركت اين ازدواج صد خانواده از « بنى المصطلق » آزاد گرديد . به قولى : كابين « جويريه » هم آزاد شدن همهء اسيران « بنى المصطلق » يا آزاد شدن چهل نفر از قبيلهء او بود [ 2 ] . ابن سعد مىنويسد : قسمتى از اسيران « بنى مصطلق » بدون پرداخت چيزى ، و قسمتى هم با دادن فديه آزاد شدند . براى فديهء يك زن و فرزندانش شش شتر . بعضى از اسيران را به مدينه آوردند تا بستگانشان آمدند و فديهء آنان را پرداختند و زنى از « بنى مصطلق » نماند مگر آن كه به ميان قبيلهاش بازگشت .
--> [ 1 ] - سيره ج 3 ، ص 307 . م . [ 2 ] - همان مأخذ ، ص 307 - 308 . م .